بی حوصله با صدای غمگینم می گم : میای؟
قاطعانه می گه : نه٬ ترافیک وحشتناکه به خدا دیرم می شه

می گم : کاش میومدی... یه چایی باهم می خوردیم دلم وا می شد...
می گه : قربون دلت برم باور کن کار دارم اینجوری صبح هم نمی رسم


دِق می کنم و می گم :
خب... پس همینجوری با من حرف بزن که حوصلت سر نره !!

می گه : چشم٬ شما هر چقدر می خوای بگو...

می گم...
می گم...
می گم...

با حرص می گم
با تعجب می گم
با شک می گم...

همینجوری دارم می گم...

که یهو زنگ می زنن !

درو باز می کنم...

تلفن قطع شده !

اولین چیزی که می بینم

یه « گل رُز قرمزه » !

رکب می خورم !
رکب می خورم !
رکب می خورم !

با خنده میاد تو و می گه :
آخه مگه می شه من تو رو با این حالِت تنها بزارم ؟!

ذوق می کنم
ذوق می کنم
ذوق می کنم


گاهی وقتا
یه گل رز قرمز

می تونه حس معرکه ای به آدم بده

حتی اگه آدم
دوستش نداشته باشه !

کیف می کنم
کیف می کنم
کیف می کنم

گاهی وقتا
آدمهایی هستن که

حاضرن به خاطر « تو »
از کارشون بگذرن

نه اینکه به خاطر کارشون
از « تو » !

که این خودش
خیلی مهمه...

این خودش ....

تَهِ خوشبختیه !

شکر می کنم...
شکر می کنم...
شکر می کنم