امروز تصمیم گرفتم کاری را شروع کنم که فکر میکنم همت زیادی بخواد و اون این هست که هر از گاهی برای ارتقای دانش خودم (خصوصاً)و شاید ارتقای دانش خوانندکان احتمالی در مورد دیکته زبان فارسی مطالبی درج کنم باشد یادگار خوبی بشه هر بار هم سعی میکنم به ترتیب حروف الفبا یه لغت را بررسی کنم.

آ

آباد/آبادان    این دو واژه همگون و دارای هویت دستوری یکسان اند و به عنوان صفت می توان آنها را به جای یکدیگر به کار برد،چه به معنای حقیقی و چه به معنای مجازی:«صمیم دولت سامانیان بود و جهان آباد و مُلکــ بی خصم و لشکر فرمانبردار و روزگار مساعد و بخت موافق»(چهارمقاله،62-63)؛«من در همه زمین پارسی گویان شهری نیکوتر و جامعترو آبادان تر از اصفهان ندیدم»(سفرنامۀ ناصرخسرو،124)

امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند

گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند   (حافظ)

«به اندک روزگار،خزانه آبادان شد و مال خزاین فراوان گشت» (بختیارنامه،79).

تنها در یک مورد آبادان را نمی توان جانشین آباد کرد و آن در ترکیب آباد بر به معنای «آفرین بر» است (این معنی امروزه منسوخ شده است):

جانا می ده چه جای خواب است امشب

آباد بر آن که او خراب است امشب  (عطار،مختارنامه)