این شخصیتم رو خودم تا حالا ندیده بودم،اینقدر سگ اخلاق نشده بودم،اینقدر بی پروا نبودم،تو تمام این سالها اینکه رو من درست قضاوت بشه،برام خیلی مهم بود.

برای همین همیشه به گونه ای عمل می کردم که هیچ کس ازم نرنجه شاید برای همین خیلی از فرصتها و امتیازها رو از دست دادم.

ولی انکار متحول شدم.خوب یا بد بودنشو نمیدونم ولی عوض شدم.

به این سن رسیدم تا حالا اینقدر عصبی و پرخاشگر نشده بودم، منی که تو تایپ کردن خیلی کند هستم بنده خدا رو مسلسل وار گرفتم به باد انتقاد، کسی که می خواست بره سفر و تا چند روز قرار بود خبری ازش نداشته باشم اونجوری بم بارانش کردم و رهاش کردم رفت.

حالا لامذهب از فکرم در نمیاد، همش میگم کارم درستی بود ؟؟؟نبود ؟؟؟؟

حق بامن بود تو این شک ندارم ولی نه که تا حالا اینجوری عمل نکرده بودم.

خوب اینم یه تجربه میشه یا این وری میشه یا اون وری 

ته دلم می خواد برگرده چون چیزی که بهش گفتم چیزی بود که یه دوست واقعی به دوستش میگه...